بر كدامين گونه ای حسین ؟ که بر هرگونه ای در تو می نگرم ، نظر خويش را كوتاه و به خطا مي يابم .
بر كدامين گونه اي حسين كه تمامي آداب را در هم مي شكني ؟
بر كدامين گونه اي حسين كه زمان نيز در برابر تو شكست خورده ؟
در ميان صحرايي و اثري از گرد و غبار بر تو نمي توان يافت . تازه تازه اي .
بر كدامين گونه اي كه فاتحان نبرد آنانند كه مي كشند و تو فاتح تمامي نبردهاي تاريخي كه كشته شده اي .
بر كدامين گونه اي حسين كه فرياد مي كشي و فريادت قرن ها را در گذر است ؟ ياري كننده اي كه تو در طلب آن هستي كيست و به چه كار مي خواني اش كه تمام تاريخ بشريت را عاشورا كرده ؟
گويي فرياد ياري طلبي خداست كه از دهان مبارك تو به گوش خلق مي رسد . يا لسان الله
تو بر كدامين گونه اي كه جاودانگي ات را نه از پياله اي آب حيات كه از تشنگي در كنار دريا داري .
تو كه خون و زبان و قرباني خدایی ، تو را مي خوانم كه خدا گونه اي حسين .