تبليغاتX
گله های شب فراق - نخود هر آش

آخه شما دیگه چرا ؟
بلا نسبت دوستای نزدیک هستید و انتظار می رفت یه ذره بهتر به نوشته نگاه کنید .
کسی به شعر نو و ترانه سرایان متعهد و دامبول و دیمبول دردمند توهین نکرده خوشبختانه .
من فقط یه غلطی کردم پرنده کوچک خوشبختی رو با همای سعادت مقایسه کردم و منظورم این بود که این یکی دردش با یه فِنچ هم درمان میشه و اون یکی اونقدر خودش رو در بدبختی می بینه و فاصله رو تا خوشبختی اونقدر زیاد ، که برای رسیدن به خوشبختی ، همای سعادت طلب می کنه .
درکش کار زیاد سختی نبود .
من چِم شده یا شما چِطونه ؟؟!!
در اینکه در ترانه های دوستان و همکاران جیگول ویگول هم درد هست و درمان از نیرویی ماورائی طلب میشه شکی نیست به هر حال پای خدا همیشه ، همه جا وسطه .
به قولی نخود هر آشه . اما اینکه چه کسی ، کجا ، کِی و چجوری آویزونش میشه هم نکته های مهمی هستن .
یکی وقتی می خنده و داره روده بُر میشه میگه وای خدا . یکی دیگه وقتی از گریه نفسش بند میاد اسم خدا رو به زبون میاره .
یکی پای سفره که میشینه قبل از اینکه چیزی بخوره اسم خدا رو میاره و اون یکی تا شکمش ورم نکنه و سیر نشه یاد خدا نمی افته .
یکی اول کار میگه الهی به امید تو ، یکی وقتی کارش تمام شد میگه خدا کمک کرد .

البته یه عده هم هستن که در حین انجام کار دائماً به یاد خدا هستن . مدام ذکر (ohhh my god ) بر لب جاری میسازند ، باشد که خداوند در زیر فشار یاریشان کند . (( تنها با یاد خدا دل ها آرام می گیرد ))

حالا اگه می خواید بیشتر گیر بدید دیگه عواقبش به گردن خودتون .
می تونید قبلش از رضا بپرسید .

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 1:34 بعد از ظهر  توسط حبیب  |