تبليغاتX
گله های شب فراق
 

گر چنگ زنم زین بیش

بر جنگ و نزاع خویش

از دست دهم خود را

در قصه این درویش

کین پیر به در مانده

خود می نگرد از خویش

سالک بنهادست او

خود می رود از او پیش

گفتند که این سالک

شاید بشد از او بیش

گفتم که چرا این بیش

حرمت ننهد بر ریش

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 2:47 قبل از ظهر  توسط حُر  |