عاشقان در پیمودن ره آداب نمی شناسند .
راه را بر صراط دل می پیمایند و قاعده ها درهم می شکنند .
حسین اسطوره عاشقیت ، حج بر گونه ای نو می گذارد . نه بر گونه ابراهیم .
حسین مناسک خود می آفریند .
خدای خویش را در عرفات طواف گذار است . صاحبخانه را میابد و نیازی به بازدیدن خانه ندارد .
حسین قربانی کردن خویش در کربلا ادا میکند و حج به پایان میرساند .
ای بدا به حال آنانکه حج حسینی را نا تمام پنداشتند .
.............
پ . ن : تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .
عاقبت خود را به دست چرخ دوران ميدهم
عاقبت دل را به دست تيغ جانان مي دهم
خسته ام از اين همه لا و پشيماني دگر
عاقبت در حسرت ديدار تو ، جان مي دهم
خود همه ای ، دگر مجو
همهمه ای دگر مجو
جام به نامت زده اند
میکده ای دگر مجو
ره چو بداده او نشان
روزنه ای دگر مجو
حکم تو داده از ازل
محکمه ای دگر مجو
خود چو به راه مانده ای
گمشده ای دگر مجو
مَر تو خدا ندیده ای ؟
معجزه ای دگر مجو
پ . ن : بعد از یه مسافرت که باعث شد مدتی از این عوالم دور باشم باز هم در خدمت دوستان هستم .